مرده پرستیم
-
تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 2:42
تا وقتی که مریم میرزاخانی زنده بود کسی نگفت کیست و چیست؟ هیچ وقت رسانه ها چه مجازی چه داخلی و چه خارجی افتخاراتش را پر رنگ نکردند. وقتی از دستش دادیم عزیز شد. حکایت مریمها در این مملکت زیاد است. به جرات می توان گفت اگر مریم در ایران مانده بود احتمالا نهایت الان مدرس حق التدریسی بود در یکی از دانشگاه
غصه خوردم
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:32
یادتان هست که دو سال پیش این پست را نوشتم (امیدوارم مبارک باشد) http://chagh2.blogfa.com/post/577 حالا آمدم بگویم غصه خوردم. آمدم بگویم این چند روز فقط غصه خوردم. از همه آنچه پیش آمد غصه خوردم. نمی دانم وزیر امور خارجه مان چه حالی دارد ولی حال من و خیلی از هم وطنانم دیگر خوب نیست. خوشحالی آن روزها م
نخ تسبیح بود
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:32
دیشب خبر دادند که بعد از جراحی به هوش نیامده و دار فانی را وداع گفته. دلم گرفت. خواهر بزرگ خانواده بود و بعد از مادرش مدیریت همه فامیل را به عهده داشت. تصمیم گیریهای بزرگ خانواده با تایید او انجام می شد. درایت و تدبیرش حرف نداشت. حالا تک دخترش تنها ترین تنها می شود. حال خواهر بردارهایش خیلی بداست. ه
سردرگمی
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:32
نشستم پشت میز کار و در این همه گیر و دار دچار سردرگمی شده ام. از یک هفته قبل دستم به نوشتن نمی رفت. یکی از کارها اصلاحات خورده حتی دریغ از یک خط اصلاح. کتاب جدیدم نیاز به اصلاحاتی جزئی دارد دریغ از وقت برای خواندن. نمی دانم چه کار می کنم ولی واقعا نه حوصله نوشتن دارم و نه حوصله سر کار رفتن. تعطیلات
آگهی استخدام
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:32
امروز یک آگهی استخدام چاپ شده بود برای استخدام مهندس معمار. شماره تماس با 921 شروع می شد و بقیه شماره تماس دقیقا شبیه شماره تماس من بود. خوب می توانید حدس بزنید که روز اول کاری این هفته با تلفنهای پی در پی مهندسان بی دقت مملکت همراه بود که به جای 921 شماره 912 را می گرفتند؟!!! یکی که دیگر کار را از
به اسب شاه گفتیم یابو
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:32
از شنبه که همچنان مهندسان دقیق ما دارند به بنده زنگ می زنند و بنده را به شکلی از کار و زندگی انداخته اند عده ای از خوانندگان وبلاگ هم پیامهایی گذاشته اند که گویا به تریش قبای مهندسها برخورده است که آنها را متهم به بی دقتی کرده ایم. عزیزان مهندسهای عزیز من هم می دانم که استرس داشته اند و ... ولی توجه
نیم روز
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:32
موتور نوشتنم روشن شده است. از سه روز قبل تا کنون همزمان با سر زدن روزانه به مادر جان و کارهای ریز و درشت اداره بسیاری از کارها را پیش بردم و دو مورد از کارهای اورژانسی را فرستادم رفت. خوب جای شکرش باقی است. در این بین یک اختلاف حساب هم با بیمه داریم که امیدوارم زودتر حل و فصل شود. شکر خدا این هفته ب
سلام حاج خانم
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:32
پیر زن هر روز از خانه بزرگ و قدیمی اش می آید دم در کمی می ایستند. چادر گل گلی سرش است. هر چند از نظر من کار خطرناکی می کند ولی شاید دیگر کاری ازش بر نمی آید. وقتی دارم از جلسه بر می گردم با یک لبخند پهن می گوید سلام دخترم. من هم با نگاهی سوالگرانه می گویم سلام حاج خانم. جانم امری داشتید؟ می گوید نه
به هم ریختم
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 1:32
از صبح که به توصیه دوست عزیزم مطلب«آیا ناقوس مرگ خانواده در ایران به صدا در آمده است؟!» را خواندم حالم دگرگون است.فکر اینکه محفلهای گرم خانوادگیمان در نسلهای بعدی به باد فنا رود حالم را خراب کرد. خدایا داریم به کجا می رویم؟! خدایا خودت بصیرت بده. شما هم می توانید متن را از این آدرس بخوانید.http://ja...
قلعه گنج
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:37
از بندر عباس سه ساعت راه داریم تا قلعه گنج. یک شهرستان خاص که این چند روز برای بازدید از یک پروژه رفته بودیم آنجا. دو شبی را هم در هتل کپری آنجا اقامت داشتیم. از هتل که هرچه بگویم کم است. آنقدر سنتی و زیبا ساخته شده با فضا سازی مناسب و در عین حال امکانات مدرن که به قول خانم دکتر همکارمان سوپرایز شده
پترو دلار
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 11:37
جنگ بیخ گوشمان است. فرصت هم در دستانمان. اختلافات قطر و عربستان را می گویم. می دانید اگر بگویم این اختلافات از قبل برنامه ریزی شده است بیراه نگفته ام. سیاست پترودلار همیشه در آمریکا حاکم بوده است. مانیفست پترودلار این است که پولهایی که در قبال خرید نفت می دهیم به هر شکل ممکن باید به امریکا برگردد. ر
سه شنبه های خواهرانه
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 17:43
بالاخره پس از N سال کار کردن در محدوده طرح ترافیک با کلی دوندگی توانستیم از طریق سازمان فخیمه طرح ترافیک بگیریم. این موضوع یعنی صبحها نیم ساعت بیشتر خوابیدن و بدون استرس به سرکار رسیدن و بعد هم برای رفتن به جلسات داخل محدوده راحت تر عمل کردن و البته دائم دنبال جای پارک گشتن هم به آن اضافه کنید. خواه
زاهدان
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 17:43
برای اجرایی کردن تفاهم نامه ای با یکی از ارگانهای زاهدان عازم آن شهر شدم. آدمهای خونگرم، آدمهای با چهره های بسیار زیبا، چشمان درشت مشکی و رنگی، موهای خرمن و زنان زیبا و لباسهای رنگی رنگی. من زیباییهای این شهر را دیدم ولی فقر را هم دیدم. محلاتی که دست کمی از دروازه غار در تهران نداشت. تن فروشی، اعتیا
تفکرات قالبی!
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 17:43
فکر کنم وبلاگ تهمینه حدادی باشد که هر از چند گاهی پستی با عنوان زنان علیه زنان می نویسد و احتمالا مبدع آن هم خودش باشد. اما وقتی در این سفر با برخی مسائل برخورد می کردم یاد این عنوان می افتادم و مفهوم تفکر قالبی بیش از پیش در ذهنم متبلور می شد. حکایت خانم دکتر همکاری است که در سفر زاهدان همراه ما بو
جان سخت
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 11:38
چند سال قبل بود که رمان جان سخت را می خواندم. هرچه در داستان پیش می رفتم از وضعیت رقت انگیز خانواده جان سخت بیشتر به فکر فرو می رفتم که چرا؟ چرا اینگونه است و چرا فردی اینقدر در برابر تقدیر منفعل عمل کرده است. یادم است که در آن داستان اسم شوهر معتادش
بدبختیم؟!!!!
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 11:38
گویند پیر مردی دو دختر داشت که یکی را به یک کوزه گر شوهر داده بود و یکی را به یک کشاورز. روزی تصمیم می گیرد برود به دخترانش سر بزند. منزل دختر اولش بود که از کسب و کار شوهرش پرسد گفت پدرجان کوزه های زیادی درست کردیم و گذاشته ایم در آفتاب خشک شود. اگر
تلنگر
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 11:38
گاهی یک تلنگر لازم است. دیروز به همراه خانم دکتر دیگری برای بازدید از یک جلسه NA به صورت ناشناس رفتیم و در سالن نشستیم. البته معرفی نامه ها و مجوزهای لازم را هم دریافت کرده بودیم ولی دیدیم اگر اطلاع داشته باشند ممکن است تغییراتی در رفتارشان ایجاد شود
دماغ؟!!
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 11:38
خواهر ها رفته بودند دکتر پوست. ظاهرا خانمی آمده بود برای مشاوره جراحی بینی. -خواهر بزرگتر: ببین این خانمه دماغش مثل تو گوشتیه شماره اش را بگیر اگر این دکتر عملش کرد خوب درآمد تو هم برو پیش همین دکتر.خواهر کوچکتر: راست میگی بگذار ازش شماره بگیرم. خان
میهمانان نازنین
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 11:38
میهمانان نازنینی از خوزستان این چند روز آمده بودند. دوست پسر بزرگه و همسرش که زن فوق العاده مهربان و خونگرمی است. از اعراب خوزستان و بسیار صبور و قانع. جشن نیمه شعبان همراه با این عزیزان بسیار خوش گذشت. گلگشت و گشت و گذار در فضاهای سرسبز و پر آب و آر
هزینه های غیر مترقبه
-
تاریخ: 1396/3/2 ساعت: 11:38
این روزها که تمام تلاشمان را می کنیم تا هزینه هایم را کاهش دهیم و مشکلاتمان را طور دیگری حل و فصل کنیم از زمین و زمان هزینه برایمان می بارد. دیروز با خبر شدیم تا چند روز دیگر باید یک و سیصد برای کاری پول واریز کنیم. از آن طرف امروز غروب هم خبر دادند