دندان گرگ! - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
به عکس دو نفریشان نگاه می کنم. زیرش نوشته در دانشگاه ... آمریکا به ربع پهلوی از پشت تریبون گفتم پدر من در فلان روستا با پدر شما مخالف بود و علیه اش فعالیت می کرد دلیل نمی شود که من و شما الان متحد نشو
یلدا هم گذشت - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
یلدای امسال بر خلاف سالهای قبل منزل خواهر جان جمع شدیم. مادرم بود و دور همی خواهرانه ای و خوش و بشهای دوست داشتنی. این چند وقت دزد بازاری بود برای خودش. از دو ماه قبل شروع شد و سرقت باتری ماشین همسر
چرا بر می گردند؟! - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
دو ماه پیش یکی از همکاران که 12 سال قبل عازم تورنتو کانادا شده بود برگشت که دوباره در ایران زندگی کند. برایم تعجب آور بود چرا حالا که اقامتشان درست شده و حالا که خانه و شغل و ... در آنجا درست شده بود
این روزها - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
این روزها حسابی سرم شروغ بود. از صبح تا شب و گاه از شب تا صبح حسابی می دویدیم تا شاید بتوانیم از پس کارها برآییم. ددلاین یک کار همراه شده بود با شرکت در مناقصه یک کار دیگر و تدوین نهایی کار اول خودش د
بی وقتی - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
وقت چیزیست که قدرش را نمی دانیم و مثل حالا که کمش می آوریم بیشتر به مفهوم این ضرب المثل پی می بریم که وقت طلاست. وقتی می خواهید کاری را شروع کنید با دقت اول هدف را بررسی کنید و راه را مشخص کنید و بدان
جستجو گری جنسی - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
بحث آموزش جنسی آنقدر مهم هست که هر وقت درباره اش با دوستان صحبت می کنیم به نکات نا گفته و نامکشوف آن بیشتر پی میبریم. یکی دو هفته پیش خانم دکتر آهنگر دوست عزیزم برایم لینکی فرستاد که گفتگوی ایشان در خصوص جستجو گری جنسی، انقلاب جنسی و لزوم آموزش و ... بود. امروز فرصت کردم آن را ببینم. بسیار لذت بردم ...
چاقی و سلیقه شوهر - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
این پست را به خاطر این می گذارم که در کامنتهای پست قبل دوستی نوشته بود تلاش کرده و بعد از زایمان لاغر شده و سوالش این بود که اگر شوهرم دوست نداشت زنش چاق باشدچی باید بگویم؟ حرف این است که آیا انسانها
برنده شدیم - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
اصلا روزهای بارانی حالم خیلی خوب است. بالاخره جواب مناقصه آمد و برنده شدیم. این یعنی هشت نفر جوان متاهل و مجرد تا 16 ماه دیگر کار دارند و می توانند برای سال آینده شان با خیال راحت برنامه ریزی کنند. ای
برگشتم - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
اولین جلسه کاری در شهرستان برگزار شد و به مدیران منطقه کار توضیح داده شد و درخواستها برای مجوزها داده شد. هنوز خانه ای برای اجاره پیدا نکردم تا وقتی آنجا می رویم با بچه ها گرفتار نشویم. این دو روزی که
سخت ولی هیجان انگیز - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 6:40
خوب کار جدید به جاهای هیجان انگیزش رسیده. قرار است با تیم تهران برویم و تیم شهرستان را هم انتخاب کنیم و یک تیم بزرگ بسازیم. ده روز شهرستان هستیم. در این مدت همسر به اتفاق پسر کوچیکه منزل هستند و پسر ب
تجرد انتخابی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
دوست مجردی دارم که 52 ساله است. وبلاگ تجرد کلمه انتخاب خودش بود. چند روزی هست که با هم در مورد یک کاری گفت و گو و تبادل نظر می کنیم. در این میان در خصوص تجربه نابی که از وبلاگ تجرد کلمه قطعی و ... دارد صحبت می کند. قسمتهای
باران - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
از دیروز که وبلاگ باران کلمه جسته و گریخته می بارد من باز هم شادم و خدارا شکر می کنم. هر قطره اش نعمتی است که ما به آن بسیار نیاز داریم. حالم خوب است و از یک ماموریت اداری پس از ده روز برگشتم. امروز با آرامش وصف ناشدنی کارهایم را پیش بردم و خدا را بابت این موضوع شاکرم. خدایا شکرت. بعدا نوشت: شیدای ع...
ملالی نیست جز دوری شما - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
کمی در نوشتن کند شده ام. این روزها مشغول یک کار نسبتا بزرگ هستم که وقتم را حسابی می گیرد. حتی از پیاده رویهای صبحگاهیم هم گاهی مجبور می شوم بزنم. از آن بدتر اضافه شدن وزنم است که از اول امسال دست از س
جاماندگانیم و بس - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
این روزها بیش از 100 نفر از خانواده و فامیل و دوستان با هم رفتند پیاده روی اربعین. ما ماندیم و خانواده و یک دل جامانده در کوله بارشان و حسرت حال خوش زائران کربلا. حالمان نزار بود نزارتر هم شد. گویی بر
باز باران - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
هیچ چیز در این شهر به این اندازه مرا خوشحال نمی کند که صبح با بوی وبلاگ باران کلمه و صدای وبلاگ باران کلمه از خواب بیدار شوم. صبح یک غلتی در جایم زدم و بوی خوب وبلاگ باران کلمه را با یک نفس عمیق بالا کشیدم. آرام و آهسته از تخت بیرون
شله زرد - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
شله زرد امسال را با کمک همسر پختم. شب اربعین بار گذاشتیم و صبح دیگ را پایین آوردیم. شب تا صبح من بودم و همسر که در آشپزخانه هیات کلی گفتیم و خندیدیم و هم زدیم تا ساعت هفت صبح. بر خلاف سال گذشته امسال
معلول یا .... - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
دیروز ماشین را پارک کردم که بروم جلسه دیدم در ماشین جلویی (پژو پارس نقره ای) باز شد و راننده همانطور نشسته دولا شد یک موکت باریک لوله شده را به سمت عقب ماشین قل داد و باز کرد و بعد پیاده شد. در واقع آ
تعطیلات افتضاح - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
شب شهادت بود که دیدم گروه تلگرامی خواهرها بیش از 300 پیام آمده. دلم شور افتاد باز کردم ببینم چه خبر است که دیدم دو تا از بچه های فامیل(دو پسر 21 و 22 ساله) راه افتاده اند بروند مسجد روستای پدری برای م
دیر رسیدم - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
امروز دیر وبلاگ رسیدم کلمه اداره ولی فدای سرم. در واقع ماشین را کنار پارک گذاشتم و رفتم زیر باران توی پارک قدم زدم و از اینکه می دیدم گروههای ورزشی زیر باران هم دارند ورزش می کنند لذت بردم. گربه ها زیر شمشادها ق
یک عدد دزد زده - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:12
اکنون که در خدمت دوستان هستم یک عدد دزد زده هستم که منزلمان را هفته گذشته دزد نامرد تقریبا خالی کرده است و هرچه که به درد می خورد برده است. مسافرت بودیم و وقتی پسرم داشت خبر می داد و گفت نترس یک چیزی

برچسب‌های مرتبط

تقدیم به | تقدیم به عشقم | تقدیم به همسرم | تقدیم به پدر و مادر | تقدیم به توکه زیبایی | تقدیم به تو | تقدیم به دوست | تقدیم به مادرم | تقديم به | تقدیم به همسرم در پایان نامه