و اما نتیجه مذاکره
-
تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 5:36
امروز بالاخره ساعت هفت صبح با رئیس صحبت کردم. در کمال و ادب و احترام فرمودند اولین نفری که بهش فکر کردم شما بودید ولی بعدش به این نتیجه رسیدم آنجا له می شوید. گروههایی که باید کار کنید از طیفهای سیاسی متضاد هستند و بسیار با هم در ستیز هستند و شما وسط این دو طیف تکه تکه می شوید. والا از نظر توانایی د...
تحلیل جسمی
-
تاریخ: 1401/3/5 ساعت: 23:14
از 45 سالگی به بعد خیلی مراقب باشید که ضربه شدیدی نخورید. مراقب باشید که زمین نخورید. مراقب باشید که توی جوی نی افتید، مراقب باشید که پایتان از پله سور نخورد، مراقب باشید پایتان بین میله های پل آهنی گیر نکند و ... می دانید از یک سنی به بعد بسته به اینکه اندوخته بدنیتان چقدر باشد و وضعیت ژنتیکتان چه ...
خانه تکانی و کلاس جذاب با جوانها
-
تاریخ: 1401/2/17 ساعت: 15:31
یکی دو هفته مانده بود به عید شروع کردم به خانه تکانی. خانمی که سالها کمکم می کرد برای کار خانه به همراه پسرش به اصفهان نقل مکان کرده و مجبور شدم امسال یک نفر جدید استخدام کنم. دختر جوان و فعالی است و خوش مشرب که البته سر به هواییهای خودش را دارد. کارها تا دقایق آخر طبق روال هر سال طول کشید. از روز 2...
برنامه بریزید و خودتان را متعهد کنید
-
تاریخ: 1401/2/17 ساعت: 15:31
سر سال که می شود برنامه ریزی می کنم. برای کل سال برنامه دارم. برنامه هایم کلی است. مثلا تعیین می کنم که تا آخر سال فلان تعداد کتاب بخوانم. فلان تعداد فیلم ببینم و فلان تعداد تئاتر بروم و ببینم یا فلان چیز را امسال بخرم یا فلان مبلغ سرمایه گذاری کنم و یا پس انداز داشته باشم و غیره. خلاصه عرض کنم یک س...
کارمندانی که کار می کنند و ریتم سینوسی زندگی
-
تاریخ: 1401/2/17 ساعت: 15:31
آخ که روزهای اول چقدر با این چند کارمند مشکل داشتم تا بتوانم حسن نیت خود را نسبت به آنها ثابت کنم. ذهنیتش نسبت به رئیس یک موجود خونخوار مفت خور بود که همه کارها را به عهده افراد می گذارد و خودش لذت زندگی را می برد. وقتی دیدند پا به پایشان کار می کنم. زود سر کار هستم و دیر می روم. کارها را تقسیم می ک...
یعنی خاک بر سر اطلاعاتی ای که .....
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 4:47
رفتم و اتاق را تحویل گرفتم. هنوز حکمم نخورده. اوضاع جایی که تحویل گرفته ام خیلی داغان تر از آنی است که فکر می کردم. گویی روی پیشنای من نوشته شده سازنده و رو به راه کننده که هر دفعه یک جای بسیار داغان تحویل می گیرم یا شاید من توقعم زیاد است و ایده آل گرا هستم. خلاصه عرض کنم که اینجا چند تا نیرو دارم ...
ماجراهای من و همکار جدید
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 4:47
هنوز از فعالیتهایی که به نیروی مورد نظر سپرده شد خبری نیست. با معاون صحبت کردم و تعدادی کار جدید به من سپرده شد و برخی کارهای قبلی هم توضیح داده شد. دیروز با نیرویی که بحثش بود صحبت کردم و طی یک جلسه کارهای جدید به او سپردم. در واقع کارهایی که محدودیت زمانی ندارد و حداقل برای اینکه ببینم توانمند هست...
جداسازی جنسیتی ویروسی
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 4:47
اندر احوالات مضحک خانواده ما همین بس که دفعه قبل بنده و دخترجان کرونا گرفته بودیم اینبار همسر و پسرها. خلاصه کرونا هم در منزل ما مردانه زنانه شده. ویروس به این باشعوری دیده بودید که تفکیک جنسیتی به این خوبی انجام دهد؟!!!در اداره هم یکی در میان اتاقها بسته است و همکاران بیمار شده اند. خلاصه اگر ما را...
افکار کلان
-
تاریخ: 1399/8/5 ساعت: 19:06
یکی از دوستان تعریف می کرد که سر بزنگاه توانسته بودند مچ یک نفر را که قصد داشت مبلغ هشت و نیم میلیارد تومان سر یک خانواده کلاه بگذارد را گرفته اند و خلاصه برایش عجیب بود که یک جوان 28 یا 29 ساله آنهم
از مساله تا فاجعه
-
تاریخ: 1399/8/5 ساعت: 19:06
دندان دخترکمان درد می کرد. عروس جانم را می گویم. تقریبا دو ماه پیش که متوجه شدم کمی با دندان عقلش مشکل دارد به پسر بزرگه گفتم حتما زود ببرش دکتر ولی ترسهای متعدد از جمله ترس از آلودگی دندانپزشکی و ...
چه خبر
-
تاریخ: 1399/8/5 ساعت: 19:06
خبر خاصی نیست جز ملال دوری شما. این روزها کرونا همه چیز و همه کس را زمینگیر کرده است. اربعین زمینگیر شد. شغلمان هم زمینگیر شده و نه پروژه قبلی تسویه شد و نه پروژه جدیدی توانستیم بیابیم و رسما در نیمه
امروز هم تسلیت
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 20:50
هر روز داریم تسلیت می گوییم. هر روز منتظر یک خبر بد هستیم. هواپیما که سقوط کرد، آدمها که در کرمان مردند، اتوبوس که رفت ته دره، هی گفتم انشا الله که آخریشه ولی صبح که داشتم می رفتم تو جاده و آمبولانس و
تدبیر مردمی برای بی تدبیرها
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 20:50
دوستان سیستان بودیم. وضعیت بسیار وخیم است. خواهش می کنم سمنها و گروههای مردمی دست در دست هم دهید و مناطق سیل زده چابهار و سیستان را دریابید. با دعوا و درگیری باری از دوش زنده های در سیل مانده برداشته نمی شود مرده ها هم زنده نمی شوند. باز هم خدایا شکرت بابت هرچه که خود صلاح می دانی.مشارکتهای غیر نقدی...
فعلا
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 20:50
دو پست قبل را حذف کردم زیرا قول داده بودم نتایج تحقیقاتم را ارائه دهم:1- با دو مسئول که اطلاعات دقیقی داشتند صحبت کردیم لیست اسامی کشته شده ها را دیدیم. همانطور که حدس زده بودم کمتر بودند یعنی به 50 ن
! They are same as cat and dog
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 20:50
در این مدت چند سفر کاری داشتم و چند سفر غیر کاری. دوباره نیروهای شهرستانی افتاده اند به جان هم. دقیقا مانند سگ و گربه. از صبح در اداره به جای اینکه به کارهایم برسم داشتم با این جماعت دعوا می کردم. آخر
جلسه مهم
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 20:50
بچه ها برایم خیلی دعا کنید. فردا جلسه مهمی دارم. خدا عاقبت ما را به خیر کند با این پروژه
شهر من تهران
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 20:50
وقتی رسیدم شهرستان دندان لق را کندم و برای همیشه عذر مسئول شهرستانی را خواستم. عمویش که معرفش بود و 25 سال می شناختیمش برای کار اداری آمده بود شهرستان و دیداری داشتیم و سیر تا پیاز ماجرا و مسائلی که ب
آسان نبود
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 20:50
شکست خوردم ولی آموختم. آموختم که به هیچ کس دیگر به هیچ عنوان اعتماد نکنم و در تمام مدت انجام یک پروژه با یک وکیل از ابتدا قبل از امضای قرار داد پیش نویس را چک کنم تا اینقدر مشکل برایم ایجاد نشود. آموخ
سینوس زندگی
-
تاریخ: 1398/12/21 ساعت: 20:50
حرکت سینوسی زندگی ادامه دارد. این یکی از بحرانهای جدی در زندگی ما بود که بلافاصله بعد از عقد پسربزرگه برایم ایجاد شد. خلاصه در این بین شایعاتی هم در مورد زندگیمان از گوشه کنار می شنیدیم که اصلا پایه و
اعتماد
-
تاریخ: 1398/10/18 ساعت: 23:51
یکی از موضوعاتی که در کارهای پروژه ای وجود دارد این است که مبلغ کل قرار داد همیشه از دیگران باید مخفی بماند. چرا؟ چون همیشه بلغ کل قرار داد یک رقم درشت و خام است و از آن به انحاء مختلف کسر خواهد شد. م